معنی شعرهای کتاب فارسی سال دوم راهنمایی

فصل اول

صبح صادق قدرت کاذب شکست              رشته های دام اهریمن گسست

صبحراستینوحقیقیپردهیدروغینشبراکنارزدوتاروپوددامشیطانرادرھم شکست / انقلاباسلامی،قدرتستمگرودروغینرادرھمشکستوچھرهیشیطانیآنراازمیانبرداشت .

 

شهمردان

مسلم اول شه مردان علی است             عشق را سرمایه ی ایمان علی است

 اولینفردمسلمانوپادشاهآزادمردانوآزادگیحضرتعلی ( ع ) استوسرمایهی ایمانعشقبهعلیاست

از ولای دودمانش زنده ام                   در جهان مثل گهر تابنده ام

بهعلتدوستیوعشقبهخاندانعلی ( ع ) زندهھستمودردنیاھمچونجواھری درخشانوارزشمندھستم

قوت دین مبین فرموده اش                 کائنات آیین ژذیر از دوده اش

  سخنانحضرتعلی ( ع ) موجباستحکاموقدرتمندیدیناسلاماستوموجودات جھاننظموقاعدهیخویشراازخاندانانحضرتپذیرفتهاند

خاکم و از مهر او آیینه ام                می توان دیدن نوا در سینه ام

 ھمچونخاکبیارزشھستمواینمحبتبهحضرتعلی ( ع ) استکهمراچنین ارزشمندساختهاست ( ارزشمندیواینمقامانسانسناشیازمحبتودوستیباحضرتعلی ( ع ) استوایننغمهوشوریکهدرسینهیمناستبهدلیلھمین عشقبهعلی ( ع ) است ( ازتابشآفتابوجودحضرتعلی ( ع ) پاکوزلالم ) مھرایھامدارد

الف) مھرومحبت ب ) آفتاب / خورشید

هر که دانای رموز زندگی است           سر اسمای علی داند که چیست

  ھرکسیکهازرازورمززندگانیآگاهاستازاسرارآسمانیوالھیحضرتعلی ( ع) باخبراست .

ذات او دروازه ی شهر علوم              زیر فرمانش حجاز و چین و روم

 وجود علی (ع) دری برای ورود به علم و دانش است ،ھمانگونهکهحضرترسولاکرم ( ص ) فرمودهاند:منشھرعلم هستموعلی( ع)دروازهیشھرعلماست.ھمهیدنیاتحتفرماناویند .  (در نام بردن چند کشور بحث ذکر جزئ و اراده ی کل وجود دارد. بیت آرایه ی تلمیح دارد  ).

عشق با دشوار ورزیدن خوش است        چون خلیل از شعله گل چیدن خوش است

 عشقومحبتزمانیکهھمراهسختیوناھمواریباشددلنشینترمیشودومانندحضرتابراھیم ( ع ) درمیانشعلهھایآتشبهگشتوگذاردرگلستانپرداختندلنوازاست. ( بیت آرایه ی تلمیح دارد ).

در جهان نتوان اگر مردانه زیست            همچو مردان جان سژردن زندگی است

 اگردرزندگینشودآزادمردوبزرگواربودحداقلبایدھنگاممرگدلاورانهومردانهمُرد وایندلاورانهوشجاعانهمُردنخودعینزندگیوحیاتاست .

 

 

 یاد حسین (ع)

شد چنان از تف دل کام سخنور تشنه       که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه

از سوز و حرارت دل ، دهان شاعر چنان تشنه و خشک گردید که در ردیف تمام بیت های شعرش ، کلمه ی تشنه آمده است .

 

آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا             بود آن خسرو بی لشگر و یاور تشنه

دریغ و درد از آن روز عاشورا که در دشت کربلا ، آن شاه بی لشگر و یاور(امام حسین) تشنه لب بود .

با لب خشک و دل سوخته و دیده ی تر              غرقه ی بحر بلا بود در آن بر تشنه

امام حسین (ع)با لب های خشک و تشنه و با دلی غمگین و چشمانی گریان و اشکبار ، در دریای ناراحتی و پریشانی گرفتار شده بود .

همچو ماهی که فتد زآب برون آل نبی               می تپیدی دلشان سوخته دربر تشنه

خاندان پیامبر همانند ماهی ای که از آب بیرون افتاده باشد ، دلشان در سینه در تب و تاب و پریشانی بود .

 

آل احمد همه عطشان ز بزرگ و کوچک           نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه 

خاندان پیامبر (ص) از بزرگ و کوچک همه تشنه لب بودند . فرزندان علی (ع) از بزرگ و کوچک یا ( هم حضرت علی اکبر و هم حضرت علی اصغر ) تشنه لب بودند . ( بیت آرایه ی ایهام در اکبر و اصغر دارد )

تشنه لب کشته شود در لب شط از چه گناه         آن که سیراب کند در لب کوثر تشنه

آن کسی که قرار است در لب حوض کوثر در قیامت ساقی لب تشنگان باشد (‌حضرت عباس )،‌با چه گناهی باید در کنار رود فرات با لب تشنه به شهادت برسد ؟

 

 برد عباس جوان ره چو سوی آب فرات             ماند بر یاد حسین تا صف محشر تشنه

هنگامی که حضرت عباس جوان با جوانمردی خود را به کنار رود فرات رسانید با اینکه در کنار آب بود و می توانست آب بنوشد اما به یاد تشنگی امام حسین (ع ) افتاد و از آب ننوشید .

 کاش می گشت فدایی به فدایش آن روز             تا نگشتی به صف پر تف محشر تشنه

شاعر می گوید : ای کاش آن روز ( روز عاشورا ) من در کربلا بودم و با جنگ کردن در کنار امام حسین ، حضرت عباس و یارانشان ،‌به شهادت می رسیدم تا در قیامت آنان شفاعتم می کردند و لب تشنه و گرفتار نمی شدم .    


فصل دوم

گهر بی هنر زار و خوار است و سست      به فرهنگ باشد روان تندرست 

اگر انسان با اصل و نسب ، دارای فضیلت و دانش نباشد ، چنین اصل و نسب و نژادی ناتوان و پست و ضعیف است . با علم و ادب و ھنر است  که روح و روان انسان سالم و شاداب می ماند .

شعر های درس خردمندی

 

علم چندان که بیش تر خوانی                  چون عمل در تو نیست نادانی

 ھر اندازه ھم که مطالعه کنی و علم بیاموزی تا وقتی که به آموخته ھایت عمل نمی کنی ھم چنان نادان و بی دانش ھستی.

نه محقق بود نه دانشمند                   چارپایی بر او کتابی چند

کسی که به علم خویش عمل نمی کند ، نه دانشمند است و نه محقق ، بلکه ھمچون

حیوانی است که چند کتاب بر روی او بار کرده اند .

آن تهی مغز را چه علم و خبر             که بر او هیزم است یا دفتر

 چنین انسان بی مغزی علم و آگاهی ندارد که بار او کتاب و دفترارزشمند است یا چیزهای بی ارزش . ( اطلاعی از دانش و علوم ندارد و فرقی بین ھیزم و کتاب نمی گذارد )

سخن را سر است ای خردمند و بن          میاور سخن در میان سخن 

ای انسان عاقل ، ھر سخنی شروع و پایان و جایگاه خاص خود را دارد پس در میان صحبت

دیگران شروع به صحبت نکن.

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش                 نگوید سخن تا نبیند خموش

 انسانی که صاحب  عقل و دوراندیشی و درک باشد، تا دیگران ساکت نباشند شروع به سخن گفتن نمی کند .(میان صحبت دیگران سخن نمی گوید)

دریای خرد

به گیتی بهتر از دانشوری نیست          به جز دانش به گیتی سروری نیست

 دردنیاچیزیبھترازدانایینیستودرجھان،به غیر از دانش  سروریوبزرگی وجود ندارد (فقط با دانش انسان به سروری می رسد )

دلی سخت و سری ستوار باید            که کار دین و دانش سرسری نیست

انسانبایددلیاستوارومحکمداشتهباشدچراکه کار علمودین، بیهودهوبیھدف

نیست .

ز دانشور سخن باور توان کرد           که نادان هرچه گوید باوری نیست

 سخنانسانعاقل،باورکردنیودرستاستاماانساننادانھرچهبیانکند برای کسی

باورکردنی نیست ( نمی توان آن را قبول کرد )

به نادان داوری بردن نشاید             بجز دانش به گیتی داوری نیست

صحیحنیستکهازفردنادانبخواھیمدرامریداوریوقضاوتکنددرحالیکهدر

دنیاچیزیجزعلمودانشواگاھیشایستهیامرداوریوقضاوتنیست.

ز دریای خرد گوهر توان جست         که دریایی بدان پهناوری نیست

 ازعقلوداناییکهھمچوندریاییپھناورووسیعاست (‌و دریایی از آن وسیع تر وجود ندارد ) میتوانمرواریدصیدکرد .

ز نادانی سوی یزدان پناهم            که نادانی بجز بدگوهری نیست            

ازنادانیوکمخردیبهخداوندپناهمیبرمچراکهنادانیمنجربهبدذاتیوپلیدی

میشود.

به راه دانش ای مرد خردمند          زیانی برتر از تن پروری نیست 

 ایانسانعاقلدرراه یادگیری علم و دانش،  ضرروزیانی

/ 18 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

عالی بود چون بعضی از معلم ها معنی شعرها رو نمی گن بعد از آدم توقع هم دارن (به من که خیلی کمک کرد)

عرفان ابراهیمی

با سلام.آقای رحیمی رضوان لطفا معنی صفحه 140 کتاب ادبیات فارسی سال دوم را بگذارید.[نگران] با تشکر

عرفان باقری

[گل][گل][گل][گل]استاد دستتون درد نکنه من امتحان فارسی داشتم.از زنجان[خداحافظ]

محمد

دمت گرررررررررررررررررررررررررررررررررم

باران

نمیدونم چه طور ازتون تشکر کنم واقعا ممنونم امتحان ادبیات داشتم بعضی از معانی رو یادداشت نکرده بودم مرسی[گل][لبخند]

محدثه تیموری

عالی ولی عکس کتاب نکته نداره

آیدا

واقعا ازتون ممنونم.

رکسانا

عالی بودن ولی چون من یک هشتمی هستم فقط از چندتاش تونستم استفاده کنم پس لطفا از شعر های هشتم هم در سایت خود قرار دهید ولی بازم سایتان خیلی عالی بود.[گل][گل][گل][شکست][شکست][شکست]

مریم

عالی بودن

دستدان درد نکند واقعا یکی از مشکل های سختم را شما برترف کردید ممنون