تاریخ ادبیات( شاعران ، نویسندگان ، دانشمندان و آثارشان )

که نه تنها از علمای بزرگ ایران بلکه از دانشمندان بزرگ جهان است.پدرش عبدالله از مردم بلخ بوده ودرعهد نوح بن منصوراداره ی قریه ای به نام خُرمیثَن در بخارا به اوواگذار شده است.عبدالله از قریه ی افشنه زنی گرفت به نام ستاره وحسین(ابوعلی سینا)در صفر 370 از این زن متولّد شد.

عبدالله در بخارا وسایل تحصیل فرزند را فراهم ساخته وابوعبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی تدریس اوراعهده دار می شود.حسین به سرعت اقلیدس،منطق والمجسطی را خواند وبعد از رفتن استاد به خوارزم خود به تنهایی مطالعه کرد ودر همه ی علوم استوار شد.با درمان بیماری پادشاه سامانی به دربار سامانیان راه یافته است.از کتابخانه ی دربار بهره مند شده ودر هیجده سالگی از تعلّم فراغت یافته است .در بیست ویک سالگی به تألیف کتاب می پردازد.مدّتی نیز به خوارزم وگرگان می رود وتعدادی از تألیفات خود را در آنجا می نویسد.در 405 هجری به ری رفت وسپس به قزوین وهمدان رهسپار شد.نزدیک به نه سال در همدان ماند ودو بار به وزارت برگزیده شد.در همین حال به تألیف وتدریس پرداخت تا اینکه چون وزارت سماءالدّوله را نپذیرفت از وزیر او به مکاتبه با علاءالدّوله متهم شد ومدّت چهار ماه در قلعه ی فَردْجان زندانی شد.

در زندان کتاب های القولنج والهدایه را تألیف کرد.بعد از آزادی در همدان بود تا اینکه در لباس صوفیان از همدان خارج وبه اصفهان نزد علاءالدّوله رفت ودر در خدمت او با احترام می زیست.در سال 428 همراه علاءالدّوله به همدان می رفت که در بین راه بیمار شد ودر بین راه درگذشت ودر آن شهر به خاک سپرده شد .

او مردی قوی بنیه ،زیبارو بااستعداد بوده است ودر طب معالجات عجیب وکشف های جدیدی داشته است .با دانشمندان زمان خود از جمله ابوریحان بیرونی مکاتبه وارتباط داشته است.

ابو علی سینا اکثر کتاب های خود را به زبان عربی نوشته امّا از تألیف به زبان فارسی نیز غافل نشده است.او شعرنیزمی سرود.جمعاً بیست ودو قطعه ورباعی منسوب به او وجود داردکه شصت وپنج بیت است ومشهورترین آن ها قصیده ی «عینیّه ی روحیّه» درمورد روح است.

مجموعه ی آثار اورا بالغ بر دویست وسی وهشت کتاب ورساله نوشته اند که مهمترین آن ها عبارتند از :

* الأشارات والتّنبیهات : خلاصه ای از مقاصد ابوعلی

* کتــــــــاب شـــــــفا : شامل چهار قسمت منطق،طبیعیّات،الهیّات وریاضیات است .

* کتــــــــاب النّــــ‌‌‌‌‌جاة : خلاصه ای از شفاست .

* قــــــــانـــــــــــــون : در طب که از مهمترین کتب ابن سیناست .

* رساله ی نبض،تشریح الأعضا،رساله ی جودیّه ،دانشنامه ی علایی (به فارسی نوشته شده اند )

* اثر تمثیلی وعرفانی او رساله ی حیّ بن یقظان است که مراد از حی عقل فعّال است که صوفی زاهد را در وصول به حق یاری می کند .اصل آن عربی است که به دستور علاءالدّوله وبه دست ابوعبیدجوزجانی در زمان حیات ابوعلی به فارسی ترجمه شده است .

ابومنصور موفق هروی (الأبنیه عن حقایق الأدویه)

کتابی است در دارو شناسی به فارسی تألیف ابومنصور موفّق هروی ، بعضی از خاورشناسان آن را از عهد منصوربن نوح پادشاه سامانی می دانند وبرخی آن را از کتب قرن پنجم دانسته اند .نسخه ی منحصر به فرد این کتاب در کتابخانه ی وین است که به خطّ اسدی طوسی شاعر در شوال سال 447 هجری استنساخ شده است .

در این کتاب مجموعا 547 دارو به ترتیب حروف الفبایی (حرف اوّل )آمده است .انشای کتاب بسیار ساده است و با ستایش از خداوند وپیامبران وپاکان ، کتاب آغاز می شود.

 اوحـــــدی مراغه ای

 

اوحدالدّین بن حسین اوحدی مراغه ای اصفهانی از شعرای متصوّف آذربایجانی است که حدود سال 673 هجری درمراغه تولّدیافته است. دلیل آن که او را اصفهانی هم نامیده اند این است که پدرش اهل اصفهان بود و خود اوحدی هم مدّ تی در اصفهان اقامت داشت.اوحدی درابتدای شاعری «صافی» تخلّص می کرد.امّا به خاطر ارادتی که به شیخ اوحدالدّین کرمانی داشت تخلّص خودرا اوحدی تبدیل کرده است.

اوحدی سلطان دوره ی خود یعنی آخرین ایلخان مغول ، ابوسعید و وزیرش غیاث الدین محمد پسر خواجه رشیدالدّین فضل الله را مدح گفته است.

آثار او :            

 * دیوان او شامل قصائد، غزلیّات، مقطعات، ترجیع بند و رباعیّات است که به دو هزار بیت می رسد. غزل عرفانی را بسیار خوب ساخته است ودر بین قصائدش ابیات عرفانی ومرثیه های لطیف موجود است .

 

* مثنوی او به نام منطق العشّاق یا دَه نامه که قریب ششصد بیت است وشاعر آن را به نام وجیه الدّین یوسف نوه ی خواجه نصیرالدین طوسی ساخته است.

* مثنوی دیگری به نام جام جم در پنج هزار بیت دارد که به تقلید از حدیقه ی سنایی وبر وزن آن ساخته شده است. تاریخ ختم آن مثنوی 732 یا733 هجری است.او در این مثنوی افکار بلند عارفانه را ابراز کرده و در ضمن مطالب اخلاقی واجتماعی را در آن آورده است.هم چنین مسائل مهمّی مانند آداب ورسوم،مناسبات با مردم وشرایط شهرسازی وعمارت واصول تربیت اولاد درآن دیده می شود .

اوحدی در738 هجری در مراغه وفات کرده و در آن شهر به خاک سپرده شده است. مزار او هنوز باقی وزیارتگاه اهل عرفان است .

 

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی زن شاعر ایرانی که با داشتن عمری کوتاه از میان سخنگویان زن اقبالی چون پروین داشته ودر دوره کوتاه به چنین شهرتی دست یافته است در25 اسفند 1285 شمسی در تبریزمتولّد شده است.اودر زمان کودکی همراه خانواده به تهران آمدومقدّمات عربی وبعضی متون فارسی را در خانه نزد پدر یاد گرفت از همان کودکی با شعر وادب آشنایی داشت.بعد ازآموختن ادب فارسی وعربی به مدرسه ی دخترانه ی(ایران نُبل)که از سوی ایرانیان اداره می شد رفت ودرخرداد 1303 شمسی دوره ی تحصیلی آن مدرسه را به پایان رسانید.بعد از اتمام تحصیل در همان مدرسه به تعلیم پرداخت.امّا بازبه سوی شعر روی آورد و به گفتن مضامین بکر ولطیف پرداخت .

او روحیه ای متین وآرام داشت ،حادثه ی غم انگیز فوت پدروناکامی در ازدواج را با فروتنی پذیرفت.چنان که در19 تیرماه با پسرعموی خود به نام فضل الله که رئیس شهربانی بود در کرمانشاه ازدواج کرد.روح خشن ونظامی شوهرش با روح لطیف پروین هم خوانی نداشت و تحمّل برخوردهای او را نداشت سرانجام در11 مرداد1314 ازشوهرش جدا شد واین حادثه ی غم انگیز پروین را در غم واندوه فرو برد.

بعد از این جدایی به یاری پدر به نظم وتدوین اشعار خود می پردازد . همگان اشعارش را می خوانند واو راستایش می کنند.بعضی از این اشعار به صورت ضرب المثل در زبان مردم جاری گشته است.مناظرات وی نیز مشهور است .پروین در12 دی ماه 1319پدر خود را از دست می دهد.

شعر پروین شیوا،ساده ودلنشین است اخلاق وهمه ی تعابیر ومفاهیم زیبا وعادلانه ی آن چون اختر تابناک بر دیوان پروین می درخشد.

سرانجام سوم فروردین 1320 رسید وپروین بی هیچ سابقه ای بیمار شد وحصبه گرفت.در نیمه شب جمعه15 فروردین 1320 سر بر بالین مادر داشت که جان به جان آفرین تسلیم کرد.جنازه ی او درصحن حضرت معصومه در قم در کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد.

 

 

جـــــــــــــــــا می

نورالدّین عبدالرّحمن بن نظام الدّین احمد دشتی جامی در سال 817 هجری در خرجرد جام به دنیا آمده است. تخلّص جامی هم به مناسبت شهرجام وهم به مناسبت ارادتی است که جامی به شیخ الأسلام احمد جامی(م 536)داشته است.

مقدّمات علوم را نزد پدرش آموخت وهمراه پدر به هرات وسمرقند رفت وبه کسب معارف پرداخت ودرخدمت مرشدانش صاحب مقامات شد.پس از فوت سعد الّدین کاشغری خلافت طریقت نقشبندیّه که مؤسس آن خواجه بهاءالدّین نقشبند بود به جامی تعلّق گرفت.

جامی را خاتم الشّعرا نامیده اند ومی توان گفت آخرین شاعر متصوّف است که نامش را در ردیف نام شاعران بزرگ می توان آورد.

آثار او:

* دیوان شعر: مشتمل بر قصیده، غزل ، ترجیع بند ، ترکیب بند،مثنوی ورباعی است که آن را به سه بخش فاتحةالشباب، واسطةالعقدوخاتمةالحیات تقسیم کرده است.

* درساختن مثنوی به نظامی نظر داشته است و هفت اورنگ را سروده که عبارتند از : 1 – سلسلةالذّهب2- سلامان وابسال 3 – تحفةالأحرار 4 – سبحةالأبرار 5 – یوسف وزلیخا 6 – لیلی ومجنون 7 – خردنامه ی اسکندری

آثارمنثوری نیز دارد (بعضی آن را بالغ پنجاه وچهار دفتر ورساله می دانند)

* بهارستان: به تقلید از گلستان سعدی است و در سال 892 آن را تألیف کرده است .دارای نثری مسجّع ومتکلّفانه است وحالت پند واندرز وتعلیمی دارد.

* نفحات الأنس من حضرات القدس:درشرح احوال ششصدوچهارده تن ازأولیاء ومشایخ صوفیّّه است.

* نقدالنّصوص فی شرح نقش الفصوص: کتابی عرفانی وحکمی در شرح وتفسیر عقاید شیخ محیی الدّین بن عربی کهدر سال 862 آن را تدوین کرده است.

* وکتاب های دیگری چون اشعّةاللّمعات، لوایح، شواهدالنّبوّه(درشرح مقامات رسول اکرم ص) ، الرّسالةالنّائیه، الفوایدالضّیائیه، لوامع ، چهل حدیث وفات جامی در سال 898 در هرات روی داد .

 

جــــــلال آل احمــــــــــــــد

جلال آل احمد در یازدهم آذر سال 1302 در تهران در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. در نخستین سال های جوانی با انتشارمجمو عه ی داستان کوتاه دید وبازدید به جمع نویسندگان پیوست. بعد از اتمام دوره ی دبستان با اصرار پدر(به گفته ی خودش)وارد بازار کار شد وپس از مدّتی پنهان ازپدر در کلاس های شبانه ی دارالفنون شرکت کرد .در سال 1332 وارد دانشسرای عالی شد ودر رشته ی ادبیّات فارسی لیسانس گرفت دوره ی دکتری ادبیّات فارسی را در اواخر آن ناتمام گذاشت ومابقی عمر در زمینه ی فعّالیّت های فرهنگی (تدریس ونویسندگی)وسیاسی- اجتماعی سپری کرد .در دهه ی آخر عمر به پالایش روان واندیشه ی خود پرداخت ودر سال 1343 به زیارت خانه ی خدا رفت که خسی در میقات سفرنامه ی حجّ اوست. جلال به چند کشور آمریکا واروپا واتّحاد شوروی[سابق]عراق واسرائیل مسافرت داشته ویادگارهایی از این سفرها به یادگار گذاشته است. خانم دکتر سیمین دانشور همسر او بوده است.‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‍

در طول زندگی چهل وشش ساله اش مشاغل گوناگون داشته است :نویسندگی ،روزنامه نگاری ومدیریت نشریات،مسئولیّت حزبی ،تدریس وامور اداری و... است که همکاری جلال با مطبوعات مهم ترین بخش مشغله ی سیاسی فرهنگی وی محسوب می شود.مجموعه ی آثاراورا حدود چهل اثر نوشته اندکه درپنج مقوله ی: الف- قصّه وداستان:دید وبازدید،از رنجی که می بریم ،سه تار ،زن زیادی، سرگذشت کندوها،مدیر مدرسه ،نون والقلم،نفرین زمین،پنج داستان ،چهل طوطی اصل،سنگی بر گوری

ب- مشاهدات وسفرنامه ها: اورازان،تات نشین های بلوک زهرا،جزیره ی خارک،درّ یتیم خلیج فارس،خسی در میقات، سفر به ولایت عزرائیل،سفر روس،

ج- مقالات وکتاب های تحقیقی: گزارش ها ،حزب توده سردوراه، هفت مقاله،سه مقاله ی دیگر،غرب زدگی، کارنامه ی سه ساله،ارزیابی شتاب زده،یک چاه ودو چاله،در خدمت وخیانت روشنفکران،گفتگوها،

د- ترجمه: عزاداری های نامشروع،محمّدآخرالزّمان،قمارباز،بیگانه،سؤتفاهم،دست های آلوده،بازگشت از شوروی،کرگدن،عبور از خط ،تشنگی وگشنگی،

و- خاطرات ونامه ها : نامه های جلال آل احمد ویادداشت های روزانه،

نثر جلال نثری است پرنفس ،شتابزده، کوتاه،بُرّا ونافذ ودر نهایت ایجاز که در شکستن برخی از سنن ادبی وقواعد دستور زبان فارسی شجاعتی کم نظیر داشت. جلال در روز سه شنبه 18 شهریور 1348 در اَسالم گیلان درگذشت.

 

حمید سبــــــــزواری

 

حمید سبزواری به سال 1304 هـ . ش در سبزوار و در خانواده ای فرهنگی متولّد شد . اجدادش اهل شعر و شاعری بودند . به خصوص پسر دایی پدر ش ، تجّلی سبزواری که از شاعران توانا بود .پدرش نیز با وجود نابینایی شعر می گفت. او از همان دوران طفولیت ، ذوق شاعری داشته و چیزهایی می سروده ا ست . به تدریج با تشویق و راهنمایی های پدر ش این سروده ها رنگ شعر گرفت . تقریباً از کلاس سوم متوسطه بود که توانست به خوبی بسراید.در زمانی که متفقین به ایران آمدند اشعار او رنگ و بوی خاصّی به خود گرفت در آن زمان سروده های زیادی داشت ، که متأسفانه طی جریاناتی از بین رفت.

به هرحال مدتی در استخدام وزارت آموزش و پرورش  بود وبه خاطر فعّالیّت های سیاسی از آموزش و پرورش اخراج شد. پس از آن به کارهای مختلف دیگری پرداخت ، زمانی که در بانک مشغول به کار بود ، به تهران منتقل و در آنجا با مجامع مختلف ادبی آشنا شد . نتیجه این رفت و آمدها ، اشعاری در زمینه های سیاسی و اجتماعی بود. طی جریان انقلاب کم کم شعرهای او حال و هوای مذهبی به خود گرفت . در جریان ساخت سرودهای انقلابی هم پیشقدم بود.مدتی هم در جبهه حضور داشت و اشعاری نیز در رابطه با جنگ تحمیلی سروده است.از همان زمان تاکنون به طور مداوم با صدا و سیما همکاری دار د ، همچنین با دیگر سازمان های اسلامی .خودش می گوید :از زمانی که خودم را شناختم ، هیچ گاه شعر بیهوده نگفتم و هنرم  را در راهی صرف نکردم که پشیمان باشم.

اشعارش بیشتر در قالب قصیده و به پیروی از سبک خراسانی است. او به این سبک تعلق خاطر خاصّیدار د چون معتقد است سرمایه ی گرانبهایی است که از بزرگانمان به میراث رسیده است.

نام اصلی او" حسین ممتحنی" است .درباره ی تخلّص خود چنین می گوید :من به چند دلیل نام"حمید" را تخلص خود قرار دادم . یکی به این علت که به کاربردن حمید در شعر راحت تر از حسین است . ثانیاًمن تا مدتها نمی خواستم کسی بداند که چه کسی این شعرها را سروده  است ؛" حمید سبزواری " به نوعی اسم مستعار من است . " سبزواری " هم به این علت برگزیدم چون سبزوار زادگاهم  بود.

مهمترین آثار او عبارتند از :

* شهید مطهری ، بانگ آزادی، خمینی ای امام

* دو مجموعه به نام های ( سرود درد) و( سرود سپیده)

 

 سلمـــــــــان هراتی


سلمان هراتی در7 فروردین سال 1338 هجری شمسی در روستای «مرز دشت »تنکابن در خانواده ای مذهبی پا به عرصه ی وجود نهاد .دوران ابتدایی را در روستا گذراند و از سنین نوجوانی با قلم و دفتر وکتاب، انس و الفت گرفت.از همان ابتدای جوانی به دلیل فقر مادّی، برای گذراندن معاش به شاگردی می پرداخت و با چوپانان محلی (گالشها) به چوپانی می رفت و از همین رهگذربا ترانه های محلّی آشنایی پیدا کرد.از سال 1352 به نوشتن روی آورد و سرودن شعر راتجربه کرد. فوق دیپلمش را در سال 1362 در رشته هنرگرفت و بلافاصله به کار تدریس هنر در روستاهای تنکابن مشغول شد. سلمان با شعر متعهد پیوندی ناگسستنی داشت و از همین روست که صمیمیت و خلوص و بی پیرایگی در اشعارش موج می زند و شعر او را از شعر دیگر معاصران متمایز می سازد.
او پس از آشنایی با شاعران حوزه ی هنری همراه با بسیاری از آنان راهی جبهه های جنگ شد وبرای رزمندگان به شعرخوانی پرداخت.از او دو فرزند به نام های رابعه ورسول به یادگار مانده است.

از سلمان هراتی مجموعه هایی با نام های : از این ستاره تا آن ستاره،از آسمان سبز ،دری به خانه ی خورشید،آواز پوپک،نوروزنامه،لبخند شبنم وشکوفه های شعر مازیار به چاپ رسیده است . سلمان هراتی درآبانماه 1365 هـ.ش در راه رفتن به مدرسه، بر اثر تصادف جان باخت.آرامگاه او در گورستانی نزدیک مرزدشت قرار دارد.

 

 

 

/ 0 نظر / 12 بازدید